X
تبلیغات
اهل سنت اردبیل✿عنبران✿

اهل سنت اردبیل✿عنبران✿

۩۞۩๑عنبران دیار اولیاء خدا ۩۞۩ عنبران دیار اولیاء خدا ۩۞۩๑

اگه فهمیدی خبرم کن!!!


کـار پــــاکـان را قیاس از خود مگیر       گــر چـه بـــاشد در نوشتن شیـــر  شیـــــــر"

هر دو گون آهو ،گیــا خوردند و آب        زین یکی سرگین شد و زان یکس مشک ناب"

کانون گفتگوی قرآنی

هر كه خواهد هم نشيني با خدا" "گــو نشينـــد در حضـــور اوليـــــا


آیین نگارش و نامه نگاری اداری

عارفان را از انکار منکر چه باک/دریابه دهان سگ نشودناپاک
نه دریا به دهان سگ ناپاک شود/نه سگ به هفت دریا پاک شود


ســــر گفتـــار مــــــا مجـــازی نــیــست - باز کـــــن دیده کین به بازی نیست
خـــلق در مُلک خدا از همه جنس باشـد - سالکان خرده مگیرید که ما رندانیم
گر کسی را عملی هست و امید ی دارد - ما گداییــم در این ملک نه بازرگانیم

رازی ز ازل در دل عشاق نهــانست***زان راز خبر یافت کسی را که عیانست

+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1392ساعت 10:16  توسط اهل سنت عنبران  | 

بیاندیش!

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

محققین و متفکرین بزرگی که به درجه کمال معرفت رسیده اند میگویند:همانطور که با طلوع خورشید و انعکاس اشعه تابناکش سرچشمه ای از نور بنام روز بوجود می آید، با ولادت پیغمبر در جهان انسانیت سرچشمه ای از نور بنام  دین ایجاد میشود.

روز عبارتست از بیدار شدن حیات،برای تحقق دادن وظایفی که برعهده دارد؛ولی دین عبارتست از بیداری روح برای تحقق دادن فضایل و کمالات انسانی خدای متعال خورشید را آفریده و این خاصیت را به آن بخشیده است که در جهان ماده تغییر و تبدیل و تحول ایجاد کند، و پیغمبر را خلق کرده و این خاصیت را به او مکرمت فرموده که روح انسان را ترقی و تعالی و تکامل بخشد.

اشعه انوار حیات برای هدایت و رشد و تکامل همه موجودات بصورت کلاهی از نور تابش میکند لیکن اشعه وحی در وجود پیغمبر بمنظور هدایت و ارشاد انسان،بشکل نوری از کلام منعکس میگردد.

عامل نافذ و موثر بزرگ خدایی و در سلسله نظام«نفس انسانی» و در سلسله نظام ارضی بوسیله دو عامل متشابه بکار می افتد؟

در مورد زمین بوسیله اجرام نور آفتاب و ستارگان  و در مورد عقل بوسیله انبیا و رسل صورت می گردد. باین نکته توجه داشت که پیغمبر از جملهبزرگانی است که بتوان تاریخ وی را با فکر و اندیشه ای مقرون با منطق و منطقی مقرون با شک و تردید مطالعه کرد و سپس همه این معانی را در نهاد او بر اساس اصول طبیعن کلی و خاصیت ذات بشری بررسی نمود بلکه پیغمبر موجودی است «نجمی» و آسمانی یعنی همانطور که ستاره را به کمک علم با کمال دقت بوسیله تلسکوپ تحت رسیدگی قرار  میدهیم باید وجود پیغمبر را با کمال دقت علمی و با عملی مقرون با ایمان با نظری دقیق بوسیله تلسکوپی مخصوص باینکار با علم و بصیرت تحت بررسی قرار دهیم و سپس تمام خصوصیات و امتیازات او را فقط بر اساس طبیعت و خاصیت ذات نورانی وی مطالعه کنیم.

خلاصه کلام اینکه با توجه اجمالی باین معانی بطوریکه ثابت و مسلم شده باید اعتراف کنیم که جهان بشیریت محتاج بوجود مربی و پرورش دهنده ای است بنام پیغمبر تا نفوس بشر را تربیت کند و در پناه اشعه وحی او را از تاریکی های جهالت و خیره سری و خود خواهی نجات بخشد.

اولین مرحاه تریبت این مربی بزرگ و اصیل عبارت است که لکه های تیره و تاری را که گاه بیگاه بر صفحه حساس و شفاف فطرت عارض میشود بزداید و دستگاه فکر بشر را تصفیه کند تا اینکه افق مبهم و مه آلود حیات بر وی فرزندان آدم باز روشن گردد. آنگاه بتوانند راه و پر پیچ و خم زندگی را در پرتو هدایت الهی بسهولت طی کنند.

این معانی بدیهی و مسلم بر اثر خودخواهی و تیره دلی بسیاری از افراد زورمند و نیرنگ باز بارها مورد تردید قرار گرفته و تا توانسته اند در راه سیر کاروان و ترقی و تکامل انسان مانع ایجاد کرده اند،  بدین دجهت بشریت دردمند و. جهول بارکش غول بیابان شده است!

این دو دسته از دشمنان واقعی ترقی و تکامل بشر برخی در لباس فرعونیت و بعضی با حربه سحر و جادو و خرافات در لباس روحانیت کاذب مردم بیچاره را با فریب و نیرنگ و زور سالها بلکه قرنها حیرت زده و سرگردان در وادی جهالت نگا داشته اند، ولی بالاخره گردن کشان و راهزنان دینی با همه زور و نیرنگی که بکار بردند در برابر تابش خورشید هدایت  و حقیقت مغلوب  و مقهور گردیده، مردم بتدریج کم و بیش از فیض تربیت رهنمایان حقیقی –یعنی فرستادگان خدا بر خوردار گردیدند.

معذلک با کمال تاسف باید اعتراف کرد که پس از روی کار آمدن حکومت معنوی و استقرار هدایت و ارشاد پیشوایان واقعی بشر که برانگیخته گان خدا بوده اند، باز هم سازمان مقدس رهبری معنوی از گزند نفوذ فرعونها و جادوگران نوعی که بنام حمایت از حریم مقدس دین زمام اختیرات مردم را در دست گرفته بودند مصون و محفوظ از تعرض و مداخله نماند زیرا تأثیر این دو عامل مخرب موجب آن گردید که مردم شکار شهوات برتری جوئی های نا معقول و فدای مطامع پست و پلید دیگران گردیده و از کسب معارف حیات بخش الهی محروم بمانند.

ولی همینکه خورشید تابناک سعادت نهایی بشر از افق حجاز طلوع کرد بساط خود سری و گردن کشی خدایان موهوم و باز ارسحر و افسون پیشوایان مزعوم را بی رونق ساخت و منشور آزادی بشر را از قید ظلم و ستم و خرافات و سخافات پوچ بوسیله ایجاد رابطه مستقیم بین مخلوق و خالق اعلان نمود در نتیجه این اعلان نه فقط بتهای خرافات و سخافات مجعول درهم شکسته و نابود گردید بلکه بتهای گوشتی یکسره بی آّرو و نقش زمین شدند و بساط غرور خودخواهی و کبریایی شان درهم پیچیده شده.

بشریت رنجدیده که افتان و خیزان میرفت تن از زیر بار سنگین تحمیلات گذشته خالی کند، در چند قرن اخیر دچار مشکل تازه ای شد بنام(علوم طبیعی) باینمعنی که جمعی از دانشمندان علوم تجربی همینکه بمقداری از رازهای جهان طبیعن و به تعبیر قرآن کریم به گوشه ای از آیات الهی پی بردند علم طغیان برافراشته و با ساختن بت جدیدی بنام علوم طبیعی بجنگ معنویات  برخاسته و بنیان سعادت بشر را( که جز در پناه دین نمیتواند از نعمت آسایش و آرامش و از اطمینان خاطر برخوردار گردد)متزلزل ساختند.

در این باره اگر انصاف را از دست ندهیم،باید اعتراف کنیم که قیام علمای طبیعی در برابر معنویات در حقیقت عکس العمل حکومت خرافات کلیسا و ستمگریهای دستگاه شیطانی پانصد ساله«انگیزیسیون» یعنی محکمه تفتیش عقاید مذهبی بود آشکارا با هرگونه علم و دانشی معارضه میکرد.

در نتیجه معارضه ی علمای طبیعی با دستگاه کلیسا در اروپا و انعکاس این معانی در شرق کیش مقدس اسلام نیز در نظر بیخبران در عداد کیش تحریف شده مسیحیت انگاشته شد، بوسیله مقلدین اروپا در این قسمت از جهان نیز بازار لاابالیگری و بی اعتنایی بلکه معارضه با مقدسات و معنویات رواج گرفت.

در خلال این احوال براثر پیشرفتهای علمی و صنعتی اروپا و سیطره سیاسی و استعماری این قاره روزمند بر آسیا و آفریقای ناتوان! احتیاجات جدیدی برای ملتهای شرقی احساس شد که میبایست همدوش با علوم معنوی و اخلاقی آن عصر برای کسب معلومات جدید سهمی و برنامه ای قائل می شدند و ضمنا در سبک و اسلوب دروس قدیم برای تامین چنین منظورهایی روی مساعد نشان ندادند بلکه تا حدودی بمخالفت برخاستند،لهذا بحکم اجبار سازمانهای تازه ای بوجود آمد تا نیازمندیهای  عصر و زمان را تامین کند.

در این حیص و بیص شکافی بین دو دستگاه تعلیم و تربیت قدیم و جدید ایجاد شد و علاوه از اینکه زمامداران سبک قدیم از مداخلاه در شیوه تعلیم و تربیت جدید برکنار ماندند عوامل تخریب خارجی و داخلی با تمام وسائلی که در اختیار داشتند بر توسعه این شکاف افزودند. درنتیجه کار تامین سازمانهای آموزش و پرورش جدید از لحاظ تعلیمات دینی و امور معنوی (یعنی نفیس ترین و ارزنده ترن مواریث اجتماعی ما که هستی ارکان و استقلال ما بر اساس آن استوار است)

بجایی رسیده که همه میدانیم   و می بینیم و بطوریکه محسوس و مشهود است دانش آموزان و دانشجویان کشور حتی از حداقل معلومات مذهبی و اطلاعات دینی بهره ای ندارند!

این وضع نامطلوب منحصر به کشور ما نیست بلکه همه جوامع اسلامی استعمار زده از این سبک و اسلوب نامرغوب رنج می برند و کم و بیش برای ترمیم این خرابیها در تلاشند.

بدیهی است علاقمندان و  دانشمندانیکه ناظر این جریان عنیف و شاهد این روش ناپسندند با تو جه به اینکه هستی و قوام همه اجتماعات اسلامی وابسته باستقرار ارکان معنویات اسلام است؛ از احساس  خطر اضمحلال و انقراض مسلمانان برخود میلرزندو میکوشند تا جوانان مسلمانان را ازاین مهلکه خطرناک نجات دهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1391ساعت 11:26  توسط اهل سنت عنبران  | 

مرواریدهای حقیقی


عبادت حرفه ای است که خلوت دکان آن؛تقوی سرمایه آن، و حجت منافع آن است.

کم گویی حکمت؛کم خوی صحت؛ کم خوابی عبادت؛ و کم آمیزی عافیت است.

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

سکوت عبادتی است بدون زحمت؛ هیبتی است بدون قدرت؛ قلعه ای است بدون حصار؛موفقیتی است بدون سلاح؛ استراحتی است برای کراما کاتبین؛ حصاریست برای مؤمنین؛ شیوه ایست برای مسکینان؛ مخزنی است برای حکیمان؛ هراسی است برای حاکمان؛ و جوابی است برای جاهلان.

هر سال از عمر تو منزل، هرماه فرسنگ، هر روز میل، و هر نفس قدم است.

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

ساختمانی که هیچوقت ویران نشود عدل است، تلخی که بعد ها بدل به شیرینی بشود صبر است، شیرینی که بعدها مبدل به تلخی شود شهوت است، مرضی که درمان پذیرنباشد حماقت است،و بلایی که مردم باید از آن فرار کنند تعیّش است.

عبادت کن به اندازه خود،از دنیا بگیر باندازه زندگی خود، گناه کن به اندازه قدرت تحملِ اذیت خود،ازدنیا توشه بگیر باندازه مدت اقامت خود در قبر،و نیکی کن باندازه آروزی اقامت خود در جنت.

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

به حال سلطان ظالم، به حال ثروتمندی که دارای حسن تدبیر نباشد،به حال وزیری که صادق القول نباشد، به حال بخشنده ای که مال خود را بی موقع صرف میکند، و به حال صاحب فضیلتی که صاحب الرای نباشد، باید تأسف خورد برای اینکه حال آنها بزودی تباه میشود.

راستی نیکی را، مطالعه علم را، راستروی حسن را، حسن رفتار خانواده را، سنگها و اندازه ها غلات را، تربیت اسب را، مواظبت جانو را، و لباس ساده عفت زن را حفظ میکند.

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

انصاف راحت،صحت بضاعت،کاهلی اضاعت،راستی امانت و دروغگویی خیانت است.

دشمن علم تکبر،دشمن عقل غضب،دشمن صبر طمع، دشمن راستی و ایمان دروغگویی است.

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

ثروت در برابر عزت،شوکت در برابر حکمت،حکومت در برابر عبادت، صورت در برابر سیرت و شجاعت در برابر سخاوت هیچ است.

سخنی که عاری از ذکر (خداوندی) باشد لغو، سکوتی که عاری از فکر باشد سهو و نظری که عاری از عبر باشد لهو است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 بهمن1391ساعت 0:50  توسط اهل سنت عنبران  | 

حضرت عمر فاروق (رض)

مناقب حضرت عمر فاروق رَضِي الله عَنه


☼سـپهر مـعدلت فرخـنـده گـوهـر ☼☼امــــير مــومـــنان فــاروق اكــــبر

☼مـــــــحيط اقتـــــدار جـانشينـي☼☼ضــــيا افــــزاي راه ديـــن گـزيني

☼ســـــناي صَـــدرِ بــــَدرِ بـا وفائي☼☼جـــــهان افـــروز ديـن مصطفائي

☼چـــو گــل بانگـي زد از الله اكـبـر☼☼قــــلـوب كـــــافـران لرزيـد يكسـر

☼ســـــبق در مــورد آيـات برده(1)☼☼رحـــيق از جـــام الهـامات خـورده

☼عــــمر دیـــن نــبی را داد رونـق☼☼بـــنام اوســت مـــهر فـتـح مطلق

☼چنان مرعوب شد كفر از مهيبش☼☼ربـــود از خـصم ، آرامش ،نهیبـش

☼نــدايــش از مــديـنـه در سپاهان☼☼كــــند ســاريّه را آگــه زمـيدان (2)

☼سـفير روم را رُعـب از پـــلاسش☼☼ســـپـاه كــفر مـهزوم از هراسش

☼نـــه دشـــمن را مجال دستيازي☼☼نـه شيـطان را مسير فتـنه سازي

☼يـتيمان دلخوش ازعـدل و نـوايَش☼☼اَرامــــــل در پــــناه ظــلّ و رايش

☼فـــــتوح ديـــن پــيغمبر بـه او بود☼☼زنــیـل و دجــله تـا قـافِ اَرَس رود

☼كـــرامــات فـتوحــش بيش از حد☼☼گــــــواه عــــدل او اصـحاب بـيعـد

☼گهي نيلش بفرمان گشته منقاد(3)☼☼گَـهَش دجله گشايد راه اَجيـاد(4)

☼گهي در شب كشد مشك سقائي☼☼گهي راعی الابل در يد عصائي(5)

☼گــهي شب زنده دارِ كوي طاعـت☼☼گـــهي در فكــرِ اِمــحاي مـجاعت

☼بهين سودي درسوداي ديـن است☼☼بهايش جان وتمكينش يقين است

☼نخستين شـربت از جـامِ مصلّي(6)☼☼بــكـــامـش در نـــمـاز آمـد گـوارا

☼شـــهيد صــبـح محـراب مــناجات  ☼☼خشـوعش در دل و بر لب تـلاوات

☼چــــــنين بــــايد وداع جــان گــفتن☼☼كــه تـا در جنـت الفردوس خـفتن

☼چـــو نُبعَثْ هـذايش بــود شامل(7)☼☼حضـور آن دو يارش گشت حاصل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1391ساعت 12:31  توسط اهل سنت عنبران  | 

پندهای حکیمانه



نه سفیدی بیانگر زیبای است

و نه سیاهی نشانه زشتی

کفن سفید اما ترساننده است

و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشتنی است

انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش

اگر صدای بلند نشانگر مردانگی بود

سگ سرور مردان بود

و اگر لختی و برهنگی نشانه زن بودن بود

میمون از همه خانمتر بود

قبل از این سرت را بالا ببری

 و نداشته هایت را پیش الله گلایه کنی

نظری به پائین بینداز و داشته هات را شاکر باش


برگرفته از وبلاگ: آرام تر از اموج دریا (کرتان)

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1391ساعت 12:6  توسط اهل سنت عنبران  | 

دیار اولیاء خدا

«روزگاری اینجا مهد دیانت و ادب بود»

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gif


«روزگاری اینجا مهد عرفان و تصوف بود»

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gif


«روزگاری اینجا مهد علم و علم آموزی بود»

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gifhttp://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/3.gif






برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه نمایید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1391ساعت 11:19  توسط اهل سنت عنبران  | 

::: مفهوم توسل :::

::: مفهوم توسل :::

بسیاری از مردم مفهوم حقیقت توسل را نمی دانند و از تعبیر و تفسیر آن به خطا رفته اند. لذا مفهوم صحیح توسل را از نظر خودم بیان می کنم ؛ ولی قبل از اینکه به آن شروع نمایم لازم است به ذکر چند حقیقت بپردازم:

1) توسل یکی از راه های دعا و یکی از درهای توجه به خداوند متعال می باشد. و مقصود اصلی و واقعی همان خداوند است و آنچه وسیله قرار گرفته است فقط برای نزدیکی به ذات ایشان است و کسی بر غیر این اعتقاد داشته باشد مشرک و کافر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1391ساعت 17:16  توسط اهل سنت عنبران  | 

مسئله تعزیه

تعزیه از دیدگاه اهل سنت

تسلیت و تعزیه جزو وظایف مسلمان و داخل مضمون آیه(و تواصو بالحق و تواصو بالصبر) میباشد،سنت است همسایگان مرده برای خانواده میت در آن شب و روز،غذا فراهم نموده و سعی کنند به آنها غذا تناول نماید،ولی حرام است تهیه غذا و خوراکی برای زنانی که جهت شیون و زاری و ثناخوانی مرده به تعزیه آمده باشند، تعزیه و تسلیت بعد از تدفین  آغاز و تا سه روز جائز میباشد مگر اینکه باز مانده متوفی یا تسلیت کننده و غائب یا از جریان بی اطلاع بوده باشند؛تعزیه بازماندگان و مصیبت زدگان بعد از سه روز خواه(سالگرد باشد یا چهلین روز یا هفته)حرام است،برای خانواده میت حرام است تهیه خوارک برای مردم مگر اینکه  خود میت وصیت نموده و به شرطی نگفته باشد برای ثناخوانان و زاری کنندگان غذا فراهم کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1391ساعت 18:3  توسط اهل سنت عنبران  | 

ذکر الله


«یا أیها الذین آمنو أطیعوالله و أطیعو الرسول و اولی الامر منکم»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 18:28  توسط اهل سنت عنبران  | 

مولودی

صلوات


صـلـی عــــلی مـــــحمـد  - صلوات بــر مــــحمد

خوش رحمت است تویارا - صلوات بـــر مـــحمد


آدم کـه جـــــد مــــــا بـود - سر خیل انبیـــــاء بود

وردش همیـن دعـــــا بـود - صلوات بـر مـــــحمد


موسی کـه زد عصـــا  را - بر فرق سنگ خــارا

میخواند همیـن دعــــــا را - صلوات  بــر مـــحمد


از اولیــــا تـــــو بهتـــــر- از انبیـــا تــو خوشتر

در نزد حـــق تـــو اکـبـر- صلوات بـــر مـــحمد


نـــــامت  نهـــاده احـمــد - نـــام  دیـگر مـــــحمد

لــــولاک به شـــأنت آمد - صلوات بـر مــــــحمد


از آسمــــان  فـــرشتـــه - مهرش به جان سرشته

درعرش حـق نـــوشتــه - صلوات بـر مــــــحمـد


ای  آفتــــاب  مـــاهــی - دادند تو را گــواهـــــی

یا رب از تو پنـــاهـــی - صلوات  بــر مــــــحمد


نعیـــم  بــی  نهــــایـت - گناهکارم به غــــــایــت

خواهم از تو شفــاعت - صلوات  بــر مـــــــحمد


ای ماهتـاب خورشیــد - هــر کس که نـامت شنید

حسنت به جان پسندیـد - صلوات  بــر مــــــحمد


در مکه شد مقـــــامت - بالا عرش تـو نـــــــامت

دریـــای جود رحـمت - صلوات  بــر مـــــــحمد


خـوش گفته نعمت الله - ز روی قـــل هــــــو الله

دائـــم بـه ذکــــــر الله - صلوات  بــر مـــــــحمد


اندر صفــــا مـــــحمد - نــــامت محمود و احمـد

حـق میدهد ســــلامت - صلوات  بــر مــــــــحمد


قـــرآن هـمه ثنــایــت - جــانـــان هــمه فـــدایـت

نور تــو از خدایـــت - صلوات  بــر مــــــــحمد


مـا خـود تو را ندیدیم - وصف خــــوشت شنیــدم

دیـــن تــو را پسندیـم - صلوات  بــر مــــــــحمد


یونس در بطن مـاهی - میگفت کـه یـــا الهــــــی

ما را بده پنـــاهـــــی - صلوات  بــر مــــــــحمد


صلوات هرچه گویی - یـــا که هر آنچه جــویـی

گــر تـو زخیــل اول - صلوات  بــر مــــــــحمد


اللّهم صلی علی سیدنا محمد و علی آله و صحبه وسلم


+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1391ساعت 10:3  توسط اهل سنت عنبران  |