๑۩۞۩๑ عنبران دیـار أولیـاء خـدا ๑۩۞۩๑

این سازمان بشر به مننزله کشوری ،بلکه عالمی است وسیع؛و عضلات و مفاصل و رگها و اوصاف او کشاورزان و یشه وران  و روح حیوانی  و روح نباتی و قوای آنها ارباب  و منتفذین و فرماندهان آن و این کشور امکان دارد محل صلاح و با محل فساد باشد و روح مجرد پادشاهی است مسلمان و کابینه شاهانه او در طرف چپ و قوه عاقله باطنه وزیر جنگ و فرمانده کل قوای او ، و سر و خفی و اخفی و سایر وزرای او، و سیصد و پنجاه و پنج لطیف  ربانیه کوچک مجرد- که هر یک تعلق به یکی از رگهای عمده بدن دارد- جنود او و شیصد فرشته معین و هادی و امدادکننده و محافظ قوای او و مدافع دشمن و امداد خداوندی ناصر  او و توجهات روح محمدی(ص) و سایر ارواح اولیای سلف معاون و فریادرس او.

و نفس انسانی ظاهری پادشاهی کافر است و کابینه شاهانه  او در پیشانی است چنانکه خدای تعالی می فرماید(ناصیة کاذبة خاطئه)سوره علق آیه 16   و شیطان نخست وزیر او و کابینه نخست وزیری او در نقطه حظّ اللعین که یک نقطه سیاه است در قلب صنوبری.

 و روح می خواهد این عالم بشر را تسخیر و اورا به غایت تعالی و قرب خدا و آشنایی و شناسایی رساند و نفس بالعکس می خواهد همه را مانند خود به غایت تسافل و دوری از خدا و بیگانگی رساند و هرکس به دقت در  وقت عبادت یا گناه در خود بنگرد می بیند که همین دو دسته بی اختیار در دل او بطور حدیث النفس مذاکره می کنند، مثلا گاهی به دل او محاسن نماز آید و گاهی سسیتی از آن...

وظیفه شیطان  و نفس فقط آواز و ندا و دعوت است نه اجبار،چنانکه خدا از قول آنها حکایت کند،( وَ مَا کانَ لِیَ عَلَیکُم مِن سُلطانِ إلا أن  دَعَوتُکُم) سوره ابراهیم آیه 22

و وظبفه روح مجرد و قلب دعوت است و نه اجبار ،مادام شخص به اختیار خودش جلو خویش را از دست عاقله نگسلد و به دست شیطان و نفس دهد دچار گناه  نشود،

پس اگر انسان اختیار خویش را تابع  روح  و قلب کرد آن وقت در ابتدا روح و تقویه جنود را می نماید ،

ابن را مرابطه گویند،

سپس آنها را موافق صلاح وقت دسته بندی و هر یک دسته را در یک نقطه می گذارد،آن را مشارطه گویند.

بعد از آن امر به هجوم بر لشکر نفس می کند، این را جهاد اکبر گویند.

و ندای هر یک از این  دو قوی بر یکدیگر و ثبات زد و خورد را مصابره گویند.

و ثبات بشر را در این حال که دوباره لگام اختیار را از دست  روح نگسلد صبر گویند.

پس لشکر نفس را شکست دهد آن را ظفر گویند.

 و بر عالم بدن مسلط گردد آن را فتح گویند.

 ونتیجه آن را فوز و سعادت دارین گویند.

و اگر بشر موفق به اتمام جهاد شد در آخر به ولایت رسد.

و ایمان او به  کلی مستحکم گردد، به جوری  که اگر چه میغات را ندیده باشد همینکه از یک نفر صالح چیزی را شنید فورا آن را قبول کند. به شرط آن که مخالف ظاهر شریعت نباشد.

از اینجا امیر المومنین علی ( علیه السلام) فرمود: (لَو کُشِفَ الغَطاءُ مَا ازدَدتُّ یَقیناً)

نگارش در تاريخ جمعه ۱۰ مهر۱۳۹۴ توسط اهل سنت عنبران |


راز را غیر خدا محرم نبودآه را جز آسمان همدم نبود

اصـطلاحاتی میـــان همدیگرداشتندی بهر ایـــرادِ خبر


::: بدیع الزمان هم صوفی بود :::


شیخ سعید نورسی مشهور به بدیع الزمان در سال ۱۲۹۳ هجری قمری سه سال قبل ازخلافت سلطان عبد الحمید ثانی در روستای نورس، یکی از روستاهای بخش اسپارتا از توابع استان بدلیس کردستان ترکیه متولد گردید. پدرش صوفی میرزا کشاورزی متدین و مادرش بانو نوریّه نمونهٔ یک مادر مؤمن و فرزند پرور بود.


برچسب‌ها: عنبران☆
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه ۱۸ آذر۱۳۹۲ توسط اهل سنت عنبران |

 

خداوند شش گنج را در شش جا قرار داده که مردم در جایی دیگر طلب می کنند

که هیچگونه نخواهند یافت:

 

من آســـــــــایش را در بهشت قرار داده ام، مردم در دنیـــــــــــــا می جویند.

علم را در گرسنگی گذاشته ام، مردم آن را در سیـــــــــــــــــــری می طلبند.

عـــــــــــزت را در بیداری شب نهاده ام، در  دربار شــــــــــــاهـــان می جویند.

رفــــعـت را در فـــــروتـنـی گـــــذاشــــتـه ام، در تـکــبـــــــــــــر مــی خــواهند.

مستجاب شدن دعا را، در غذای حلال قرار داده ام، در سر و صدا می جویند.

بی نیـازی را در  قنـاعت قرار داده ام ،که آن را در زیادی مال طلب می کنند.

 


برچسب‌ها: عنبران☆
نگارش در تاريخ دوشنبه ۱۸ آذر۱۳۹۲ توسط اهل سنت عنبران |
نگارش در تاريخ دوشنبه ۱۸ آذر۱۳۹۲ توسط اهل سنت عنبران |


برچسب‌ها: عنبران☆
نگارش در تاريخ دوشنبه ۲۹ مهر۱۳۹۲ توسط اهل سنت عنبران |